جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2099

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

مستبد ، از همه علوم نمىترسد ، تنها از علومى بيم دارد كه عقلها را شكوفا سازد و ماهيت انسان و حقوق او را به او بشناساند و بفهماند كه در زندگى مغبون است يا نه ؟ و راه تحصيل زندگى سعادتمندانه را به او نشان دهد . مستبد ، عاشق خيانت است ولى دانايان مانع آن هستند . مستبد ، سارق و حيله‌گر ، و علما بيداركننده مردم و اخطاركننده‌اند . مستبد داراى اعمال و رفتارى است كه علما فساد آنها را آشكار مىسازند . مستبد ، علم را به خاطر نتايجى كه از آن به دست مىآيد ، دشمن مىدارد . زيرا سلطنت علم از هر سلطنتى نيرومندتر است . وقتى كه با دانشمندى روبرو مىشود ، ناگزير است كه خود را خوار و فرومايه نشان دهد ، از اين جهت است كه نمىخواهد با عالمى روبرو شود . هرگاه به وجود عالم نيازمند باشد ، به سراغ عالمى دون همت و متملق مىرود . براساس همين قاعده است كه ابن خلدون گفت : « چاپلوسان رستگار شدند . اين طبيعت پست زمامداران مستبد است . اينان جز به افراد فرومايه‌اى كه منشأ هيچ‌گونه خير و شرى نيستند ، روى نمىآورند . » اما براساس طرحى كه على ( ع ) براى حكومتها تهيه كرده است ، رابطه زمامدار و مردم ، رابطه پدر و فرزندى است . فرمود : « زمامدار ، پدر ، و مردم فرزند اويند . » به هر يك از حكّام خود دستور مىداد كه با مردم رفتار پدرانه داشته باشند . فرمود : « همانطورى كه پدر و مادر ، به كارهاى فرزند خود رسيدگى مىكنند تو نيز به كارهاى مردم رسيدگى كن . » لكن چنين رابطه‌اى هنگامى ميان زمامدار و مردم ايجاد مىشود كه زمامدار خدمتگزار مردم باشد و حقوق ايشان را حفظ كند و بكوشد كه